محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

261

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

دينار وصول شد ، السيد لشكرگاه بركند و از اراضى سهله به‌سوى بلنسيه در حركت آمد . « 9 » چون فشار السيد بر بلنسيه و نواحى مجاور آن افزون و افزونتر شد ، سردار ابو عيسى بن لبون فرمانرواى مربيطر ( ساگونتو ) دريافت كه نمىتواند در برابر هجوم مقاومت كند و از سوى ديگر عارش مىآمد كه با السيد به مذاكره پردازد ؛ اين بود كه به حمايت ابو مروان عبد الملك روى آورد و دژ خود را به او تسليم كرد . عبد الملك اين پيشنهاد را بپذيرفت و حمايت و رعايت او را تعهد كرد و براى او راتبه‌اى گران معين نمود و در ماه نوامبر سال 1092 م / 486 ه دژ مربيطر را از او بستد . سپس ابو مروان بن عبد الملك نزد السيد رفت و از او خواست كه آن دژ را آسيب نرساند ؛ در عوض ، همهء دژهاى مملكت او براى خريد و فروش مهيا هستند . همچنين آذوقه و عليقى كه سپاهيان السيد بدان نياز داشتند تقديم نمود . از آن پس ابن لبون اموال و زن و فرزند خويش برگرفت و نزد ابن مروان عبد الملك آمد و در سايهء حمايت او بيارميد . پس از اندك زمانى عبد الملك با او دل بد كرد و در اداى راتبه بخل ورزيد . ابن لبون را اين رفتار گران آمد تا آنجا كه درنگ در آن سرزمين را ديگر خوش نداشت . از سروده‌هاى اوست در آن روزهاى سخت : نفضت كفى عن الدنيا و قلت لها * اليك عنى فما فى الحق اغتبن من كسر بيتى لى روض و من كتبى * جليس صدق على الاسرار مؤتمن ادرى به ماجرى فى الدهر من خبر * فعنده الحق مسطور و مختزن و ما مصابى سوا موتى و يدفننى * قوم و مالهم علم به من دفنوا چون عبد الملك بر مربيطر غلبه يافت و اوضاع آشفتهء بلنسيه را مشاهده كرد

--> ( 9 ) . . 953 - 753 . p , diC led anapsE aL : ladiP . M . R